حاج ملا هادي السبزواري
155
شرح مثنوى
كوچك آنها را و حال آن كه نترسيد عاقر عقباى افعال بد را . و بعضى مفسرين فرمودهاند : نترسيد صالح عاقبت انذارات و تخويفات را . ( ( 2515 ) ) روح همچون صالح و تن ناقه است * روح اندر وصل و تن در فاقه است ن 125 6 - ك 5 18 روح همچون صالح و تن ناقه است : اگر حكايت از نفس رسول باشد . و اما تأويل ديگرست . و مراد مطلق روح و تن است . ( ( 2519 ) ) حق از آن پيوست با جسمى نهان * تاش آزارند و بينند امتحان ن ندارد - ك 51 20 حق از آن : در بعض نسخ جان است و آن اولى است ، به دليل : ز ان تعلق كرد . . . ( ( 2532 ) ) كرهء ناقه چه باشد خاطرش * كه بجا آريد ز احساس و برش ن 126 1 - ك 51 28 برش : بر ، به كسر موحده ، نيكويى . ( ( 2537 ) ) شد سيه روز سوم روى همه * حكم صالح راست شد بىملحمه ن 126 6 - ك 51 31 ملحمه : به حاء مهمله ، حرب و موضع قتال . ( ( 2539 ) ) در نُبى آورد جبريل امين * شرح اين زانو زدن را جاثمين ن 126 8 - ك 51 32 جاثمين : قال تعالى : * ( فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ 7 : 78 ( 1 ) پس صبح كردند در خانه هاشان به زانو در آمدگان در هلاكت . ( ( 2548 ) ) من بگفته پند شد بند از جفا * شير پند از مهر جوشد وز صفا ن 126 17 - ك 52 1 من بگفته پند شد بند : يعنى من به درگاه حق تعالى عرض كرده . و در كلام جناس مضارع است . ( ( 2553 ) ) شير تازه از شكر انگيخته * شير و شهدى با سخن آميخته ن 126 22 - ك 52 3 با سخن آميخته : اين نيكوست . نه آن چه در بعض نسخ است كه با شكر آميخته . چه شهد كه عسل است ، مغنى از شكر است . ( ( 2555 ) ) چون شوم غمگين كه غم شد سر نگون * غم شما بوديد اى قوم حرون ن 127 2 - ك 52 4 حرون : سركش .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء عنكبوت ، آيهء 37 .